تبليغاتX
دلنوشت
 چرحش و جرخش و ...
...

یه چند روزی باید صبر کنم. پریروز مصاحبه بودم دانشگاه شاهد. من راضیم. اونا رو نمیدونم.

دیشب با دکتر آیت اللهی که صحبت میکردم، گفت فکر کنم قبولی.

این روزا به حرف هیچکی نمیشه اعتماد کرد. جتی آدم بزرگی مث دکتر. آخه معلوم نیس حرف آخر رو کی میزنه.

اون به اطلاعات من اعتماد داشت که نظرش نسبت به من مثبت بود، ولی من نظرم نسبت به داورا چندان روشن نیست.

آدمای خوبی بودم. اما روزگار فرق کرده ...

باز هم دعا میکنیم...

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 5:7 بعد از ظهر