تبليغاتX
دلنوشت
 گذری بر عموم شما ها و خودم

 

سال نو شد و من
به کال بودن می اندیشم
که چطور احمقانه به رسیدن می اندیشد
وقتی که ماهیتش چیزی جز دست توانای باغبان نیست
که هی میچیند
و باز هم رسیده ها را میچیند.

چه خوب بود وقتی که کال رسیدم
و دست مهربان توام چید.

|+| نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 2:21 بعد از ظهر